|
|
|
|
|
اگر در لحظه خواندن این مطلب احساس خوشبختی نمی کنید یا احساس خوشبختی شما کامل نیست . یا شاد نیستید و به مشکلات فکر می کنید به این فکر کنید که وضع ایده ال شما چگونه می بود و در چه حالتی احساس خوشبختی و شادی می کردید .
لطفا برای چند لحظه دست از کار بکشید و چشمانتان را ببندید و زندگی را آنطور که فکر می کنید باید می بود تصور کنید . آنرا تا جایی که می توانید ادامه دهید . تا آخر راه پیش بروید . زندگی را به طور کامل در ذهنتان زندگی کنید . حتی خود را در پیری ببیند . در سنی که دیگر هیچ آرزویی برایتان نمانده . اکنون از همین دیدگاه یعنی فرد پیری که آماده رفتن می شود به گذشته نگاه کنید . آیا باز هم اینگونه می زیستید ؟ آیا آرزوهایتان همین ها بودند ؟ الآن چند سالتان است ؟ سریع نگذشت ؟ یک چشم به هم زدن نیود؟ اگر پیش کسی که خدمت سر بازی را تمام کرده بروید و از ترس و نگرانی خود در مورد رفتن به سربازی حرف بزنید احتمالا به سادگی به شما خواهد گفت من خدمتم را تمام کردم شما هم می توانید . از دید او دو سال سربازی اکنون چشم بر هم زدنی بیش نیست اما از دید کسی که اول راه است راهی دراز می نماید . زندگی هم همینطور است از شخصی که بسیار پیر است و دیگر کاری و آرزویی در این دنیا ندارد بپرسید . شاید بگوید خیلی خیلی طولانی بود اما به یک چشم به هم زدن تمام شد . آنطور زندگی کنیم که هنگام رفتن آرزو خواهیم کرد فرهاد داودی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 20:4 توسط فرهاد داودی
|
|
||