|
|
|
|
|
امروزه صحبت کردن از مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی نقل هر مجلسی است . تقریبا به هر کسی می گوییم چه خبر از مشکلات اقتصادی و اجتماعی سخن می گوید .
بیشتر آدمهای اطراف ما به مخزن متحرک سرشار از انرژی منفی تبدیل شده اند . اما تا کنون چند نفر را دیده اید که اینطرف و آنطرف بروند و با لبخند از زندگی و شادی صحبت کنند ؟ آیا واقعا زندگی اینقدر تیره و تار شده که ما هیچ حرف خوبی در باره آن برای گفتن نداریم و تا به هم میرسیم از بد بختی ها و سیاهی زندگی سخن می گوییم ؟؟؟؟؟؟؟ اگر می دانستیم این گونه حر زدن در باره زندگی چه بر سر زندگی ما می آورد حتما در نوع نگاهمان تجدید نظر می کردیم . اگر بخواهم تشبیه کنم بهترین تشبیه حرکت یک تانک در یک مزرعه گل است . نتیجه را خودتان تصور کنید . ما با دست خودمان رویا های خود را در خاک می کنیم و تخم آفت در مزرعه خود می پاشیم . باید از حرف منفی و ترانه منفی و هم صحبت منفی بپرهیزیم . و اگر هم خود را در موقعیتی یافتیم که راه فراری نبود (مثل یک مهمانی و یا جمع دوستانه) باید سعی کنیم موضوع را عوض کنیم . باور کنید اگر شما و فقط شما یک نفر بخواهید زندگی شادی و نشاط بسیار بیشتری از اکنونتان برای شما دارد قصد من انکار مشکلات و سیاهی ها نیست آنها هم بخشی از دنیای ما را تشکیل می دهند . منظورم این است که رو ی آنها تمرکز نکنیم و سعی کنیم خود را بیشتر با خوبیها و زیباییهای زندگی مواجه سازیم . چگونه؟ با تمرکز کردن بر آنها . با گفتن و خواندن از آنها . با شنیدن ترانه های شاد و روح بخش . با معاشرت با انسانهای شاد و موفق و مثبت . حال انتخاب با خود ماست که برای گرفتن عکس کنار سطل زباله کنار خیابان بایستیم یا کنار درخت کنار خیابان . شاد باشید فرهاد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 21:11 توسط فرهاد داودی
|
|
||
|
|
|
|
|
خیلی خوب است که به آنچه داریم خشنود و خوشحال باشیم اما بهتر آن است که در عین رضایت سعی در بیشتر به دست آوردن هم داشته باشیم ( اما تا جایی که نیاز ما بر طرف شود نه از روی طمع) برخی فکر می کنند قناعت یعنی بسنده کردن به آنچه که خدا به آنها داده اما این فقط یک روی سکه است روی دیگر آن این است که آنچه را که خدا به ما داده توسعه و رشد دهیم و همواره در حال بهتر شدن و زیبا تر شدن باشیم . این شامل مادیات و پول هم می باشد و البته استعداد ها ی خلاقه ما که جای خود را دارند . اما روی منفی قضیه این است که ما به فکر پیشرفت و رشد باشیم اما از موقعیت فعلی خود نا خوشنود و نا شاد باشیم و همواره از وضعمان شکایت کنیم . این با یک دیدگاه مثبت نسبت به زندگی خیلی فاصله دارد و کار را بر ما دشوار خواهد کرد چون با شادی و انرژی مثبت بهتر می شود پیش رفت کرد . البته نا گفته نماند که گاه نارضایتی شدید انرژی زیادی به ما می دهد و ما را به قعالیت شدید وا می دارد اما این استثنا است و مهمتر اینکه اگر اجازه دهیم نارضایتی عامل انگیزاننده ما باشد لحظاتی را که در نارضایتی سر کرده ایم لحظاتی از دست رفته خواهند بود که به هیچ قیمتی بر نمی گردند . رضایت در لحظه نیاز به درک عمیق تری از زندگی دارد و هنگامی که به رابطه خود با جهان هستی و جایگاه خود پی می بریم این رضایت بیشتر در قلب ما پدیدار می شود . هنگامی که درک کنیم هرگز تنها نیستیم و زندگی ما در تمام مراحل تحت نظارت دقیق خدا و کائنات قرار داشته و دارد و ما هدفی ارزشمند را دنبال می کنیم زندگی ارزش بیشتری برایما ن پیدا می کند . آنگاه لحظات سخت نیز معنی می گیرند و ما را به سمت عشق بیشتر و شادی بیشتر پیش می برند . در این زمینه بیشتر صحبت خواهیم کرد . فعلا موفق و شاد باشید فرهاد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:26 توسط فرهاد داودی
|
|
||