تبليغاتX
راز شاد زیستن
راهکار هایی برای رشد آگاهی و شادتر زیستن و ( روانشناسی موفقیت )

اگر در حال روحی مطلوبی نیستید و انرژی شما به حد اقل رسیده یک لبخند کوچک بزنید و بعد به این سوال فکر کنید :

اگر من به خواسته خود رسیده بود الان چه احساسی داشتم ( خواسته شما در حال حاظر هر چیزی می تواند باشد اما عمدتا همان چیزیست که نبودش شما را ناراحت و بی انرژی کرده )

مثلا تصور کنید که فردی با اعتماد به نفس هستید و بعد احساس حاصل از با اعتماد به نفس بودن را تجربه کنید (با چشم بسته بهتر است )

یا اگر روز بدی داشته اید تصور کنید که امروز روز خوبی داشته اید و همه چیز همانطور که باید پیش رفته . اکنون احساس حاصل از داشتن چنین روز خوبی را در خود تجربه کنید .

اگر مشکل مالی دارید یا درامدتان به اندازه دلخواه نیست تصور کنید که حساب بانکی شما پر از پول است خود را در حال گذاشتن اسکناس ها در کیفتان تصور کنید . اگر اینگونه بود چه احساسی داشتید ؟

اگر درگیر امتحانات و درس ها هستید تصور کنید که اگر به اندازه کافی مطالعه کرده بودید و اکنون کاملا اماده امتحان بودید چه احساسی داشتید ؟ این احساس را نیز تجربه کنید

حتما همین الان که این پست را می خوانید یکی از این تمرینات را با چشم بسته انجام دهید و اگر احساستان مثبت و خوب بود سعی در نگهداشتن و ادامه دادن این احساس کنید چون :

احساس انرژی دارد و انرژی یعنی توانایی انجام کار .

احساس مثبت شما به شما انرژی می دهد و طبق قانون جذب و قانون ذهن این احساس انرژی قدرت مندی است که موضوع فکر و تصور شما را به زندگی شما جذب می کند .

احساس مثبت وقابع مثبت را جذب زندگی می کند و احساس منفی وقایع منفی را به زندگی می کشاند .

پس هر گاه با موقعیت دشواری روبرو هستید از اخر تصور کنید . بعنی پیش از انجام کار تصور کنید که اگر کار انجام شده باشد چه احساسی خواهید داشت سپس آن احساس را در خود نگاه دارید و به سمت انجام کار پیش بروید .

این موفقیت شما را بیشتر تضمین می کند تا تشویش و نگرانی و اضطراب .

شاد و پیروز باشید

فرهاد داودی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 17:27  توسط فرهاد داودی  | 

این مطلب رو تو یه کتاب و چند تا سایت دیدم اما یادم نیست نویسندش کیه . شاید شما با بخشی یا همه اون موافق باشید اما خوندنش خالی از لطف نیست .

Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time

 ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر

   We have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment

 مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم

   We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness

 متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر

 We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom

 بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم

 We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often

 چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست  نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم

   We've learned how to make a living, but not a life; we've added years to life, not life to years

 زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

 We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints

 ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر

 We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less

 بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم

   We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor

 ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم

 We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice

 فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را

 we write more, but learn less; plan more, but accomplish less

 بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام  می رسانیم

   We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals

 عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر

 We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality

 کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم

   These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships

 اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی

 More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes

 فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده

 That's why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion

 بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است

 Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs

 در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید

   Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love

 زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید

 Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival

 زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است

 Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it

 از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید

 Remove from your vocabulary phrases like "one of these days" and "someday". Let's write that letter we thought of writing "one of these days "

 عباراتی مانند "یکی از این روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم "یکی از این روزها" بنویسیم همین امروز بنویسیم

 Let's tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life

 بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید

 Every day, every hour, and every minute is special. And you don't know if it will be your last

 هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشد

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 19:24  توسط فرهاد داودی  | 

 

در لحظه اكنون به سر بردن، يگانه راه زندگي كردن است.

و آنگاه كه تو بدون پس روي به گذشته يا پيش روي به آينده در لحظه اكنون به سر مي بري، آنگاه كه همه انرژي ات بر اين لحظه متمركز است، زندگي گرم و پر حرارت و يك عشق بازي پر شور مي شود.

تو با انرژي خودت شعله ور مي شوي. نور باران مي شوي، زيرا آتش در گرما و حرارت معيني به زندگي تبديل مي شوي، گرما و حرارت به نور تبديل مي شود. و اين تنها راه ثروتمند شدن است

منبع : اینترنت

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 18:4  توسط فرهاد داودی  | 

گاه ما روز خوبی را شروع می کنیم یا حد اقل قصد داریم که روز خوبی داشته باشیم . اما ظاهرا دیگران نمی گذارند .

در تاکسی راننده شروع به نالیدن از روزگار می کند و مسافر دیگر از بدی اقتصاد می گوید . در محل کار همکار حسودمان برای ما می زند و اعصاب ما را خراب می کند . در دانشگاه استاد بی منطق خوب درس نمی دهد و انتظار دارد کلی مقاله و تکلیف آماده کنیم . خلاصه هر طرف می رویم کلی خبر بد هست .

چه بلایی بر سر روز خوبمان می آید ؟ همان بلایی که در هوای پر از گرد و غبار بر سر یک ماشین تمیز می آید .

روز خوبمان خراب می شود . هر روز همینطور است . انرژی منفی مثل گرد و غبار در فضا معلق و شناور است و راه گریزی از آن نیست .

اما سوال این است

اگر خانه شما گرد و غبار بگیرد دست روی دست می گذارید و آنرا تمیز نمی کنید ؟ البته که نه . در شهر ها و محل هایی که گرد و خاک زیاد است ما باید هر روز خانه و وسائل را تمیز کنیم وگر نه زیر گرد و غبار مدفون می شوند .

خانه دل و فضای روانی ما کم اهمیت تر از فضای فیزیکی و خانه مسکونی ما نیست .

هر روز باید وقتی را برای غبار روبی خانه دل بذاریم . انباشتن خشم ها و نفرت ها و رنجش ها در در دل درون آدم را تیره و آلوده می کند . شادی را نمی توان در تیرگی و آلودگی پیدا کرد .

اگر زباله های آشپزخانه را هر شب دم در نگذارید خانه شما بعد ازیک هفته قابل سکونت نخواهد بود حتی همسایه ها هم از کنار خانه شما نمی توانند بگذرند . حال فکرش را بکنید اگر آدم سالها کینه و خشم و افکار منفی و نا امیدی را در درون خود نگاه دارد چه بلایی بر سر خانه درونش می آید . حتی از کنار این آدم هم نمی توان رد شد چون احساس منفی خود را شدیدن به دیگران منتقل می کند .

پس ما باید هر روز زمانی را به پاکسازی درون و مراقبه اختصاص دهیم و مراقب ذهن افکار و احساسات خود باشیم .

در پست بعدی راهکار هایی در این زمینه را بر رسی خواهیم کرد .

شاد باشید .

فرهاد داودی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 10:29  توسط فرهاد داودی  | 

ما به عنوان یک وجود مستقل باید بتوانیم کنترل فضای ذهنی خود را به دست گیریم و همچنین از ورود و دخالت بی اجازه به حریم و فضای ذهنی دیگران پرهیز کنیم .

شاید با یک مثال بتوانم منطور خود را از فضای ذهنی روشن کنم . ذهن ما اغلب در حال پرسه زدن در خاطرات گذشته یا در نگرانی های آینده است و یا در حال تجزیه تحلیل مسائل مختلف و یا فکر کردن به اشیاء و انسانها .

بخصوص هنگام انجام کار های روزانه ما در حال فکر کردن به چیزهایی غیر از آنچه که در حال انجامش هستیم می باشیم .

این ما را از فضای ذهنی خودمان دور می کند . اگر یک لحظه به خود بیاییم و خود را در فضای کنونی قرار دهیم متوجه خیلی چیز ها خواهیم شد . مثلا حواس 5 گانه ما واضح تر خواهند شد . متوجه صدا ها حرکت ها رنگها و حتی متوجه حالات و احساسات جسمانی خود خواهیم شد .

در این حالت که ما در فضای ذهنی خود هستیم شاید خود را در جایی در درون یا بالای سر حس کنیم . گویی ما مثل یک آدم کوچولو هستیم که در درون سر یک ربات قرار دارد و آنرا کنترل می کند .

در این صورت می توان گفت ما در اکنون و در اینجا زندگی می کنیم . و لحظه حال را به تمامی تجربه می کنیم . ( البته هر کس لحظه حال را به متناسب با سطح آکاهی خود تجربه می کند )

اگر هر کاری مثلا غذا خوردن را با تمرکز مکامل انجام دهیم و در هنگام انجام کارها در فضای ذهنی خود باشیم نتیجه بهتری خواهیم گرفت و انرزی روانی خود را بی دلیل از دست نخواهیم داد .

البته این کاری سخت است و ممکن است ناگهان متوجه شویم که دوباره از فضای ذهنی خود خارج شده ایم و به چیزی غیر اینجا و اکنون فکر می کرده ایم .

موفق و شاد باشید

فرهاد

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 12:57  توسط فرهاد داودی  |