تبليغاتX
راز شاد زیستن
راهکار هایی برای رشد آگاهی و شادتر زیستن و ( روانشناسی موفقیت )
 

اگر احساس خوبی داری مشغول خلق آینده ای هستی که بر وفق مرادت است . قانون جاذبه در هر ثانیه مشغول کار است و هر فکر و احساسی که داشته باشی  باعث خلق آینده ات می شود . اگر نگران و دلواپس هستی نگرانی و مشکلات بیشتری را در طول روز وارد زندگیت می کنی .

جملات بالا از کتاب  راز بودند . فیلم سینمایی راز چندین بار از شبکه ۴ پخش شد و حال کتاب آن هم به بازار آمده .

در کل یکی از بهترین مجموعه ها در زمینه فراروانشناسی است هرچند اشکالاتی نیز می توان به آن گرفت

DVD آن را می توانید از سروش سیما و کتاب آن را می توانید از بازار تهیه کنید ( اگر تا حالا نکرده باشید )

 البته خیلی از دوستان خود استاد فن هستند و شاید خیلی بیشتر از مجموعه راز حرف برای گفتن داشته باشند و بعضی ها هم به جایی می رسند که دیگر  کلمات قادر به حمل بار حکمت و دانایی آنها نیست و سکوت اختیار می کنند و گویی چیزی برای گفتن ندارند و گاه حتی به چشم نمی آیند .

به هر حال مخاطب من قشر خاصی نیست  و هر گز فکر نکرده ام که بیشتر از مخاطبینم می دانم  . فقط یک تبادل نظر یا شاید اظهار نظر است . چه بسا روزی بفهمیم که سطح بالاتری از آگاهی هست که دیگر دانسته های امروزمان در آن سطح کارایی ندارند

مثل قوانین فیزیک نیوتونی که اکنون در فیزیک کوانتوم بی کار برد هستند . اما بالاخره آن را هم باید تجربه کرد تا به مرحله بعدی رسید .

بعد از اینکه به طبقه بالا رسیدیم باید نردبان را رها کنیم و برویم نه اینکه نرده بان را هم با خود حمل کنیم . منظورم رها کردن عقاید کهنه است .

به هر حال . کتاب راز یادتون نره  . کتاب قانون جذب نوشته مایکل لوسیر هم خوبه

فرهاد

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 7:58  توسط فرهاد داودی  | 

 

به قول انگلیسی ها       " knowledge is power " و به قول فردوسی " توانا بود هر که دانا بود " .  

برای توانایی و دانایی تعاریف متفاوتی می توان ارائه کرد و از دید گاه های گوناگونی می توان به آن نگریست .   

  توان در فیزیک یعنی نیرو . یعنی انرژی و انرژی یعنی توانایی انجام کار . یعنی آنکه نیرو و توان داشته باشد می تواند کاری را به انجام برساند 

از سوی دیگر  دانایی یعنی دانستن یعنی دانش و دانش نیز انواعی دارد .  

  دانش فیزیکی و دانش روانی و دانش معنوی و البته برخی هم به جای گرد آوردن دانش فقط اطلاعات جمع می کنند . و این با دانستن متفاوت است .

   خب شاید بتوانیم اینچنین نتیجه بگیریم که دانش فیزیکی توان فیزیکی ما را افزایش خواهد داد و ما را قادر خواهد ساخت که تاسیسات و اختراعاتی اینچنین بنا کنیم .

بشر اکنون در اوج دانش و تکنولوژی به سر می برد .

 دانش روانی نیز توان روانی و ذهنی ما را بالا  می برد و ما از لحاظ عاطفی و احساسی و ذهنی متعادل تر و متوازن تر خواهیم شد .

با شناخت بیشتر بخش عاطفی و روانی خود توان بیشتری در هدایت و کنترل زندگی و روابط خود خواهیم داشت و قادر خواهیم بود شاد تر و موثر تر زندگی کنیم .

 اما دانش معنوی یا شناخت که البته نباید با مذهب یا اخلاق اشتباه گرفته شود نیز به ما نوعی توان و نیرو می دهد و ما بواسطه این نیرو قادر به انجام کاری خوا هیم بود

 به نظر من دانش فیزیکی و روانی ما را فقط در همین مقطع از زندگی یعنی از تولد تا مرگ یاری می کنند اما دانش معنوی باعث رهایی ما از چرخه مرگ و زندگی خواهد شد و ما را در سراسر حیات روحانی ( معنوی ) یاری خواهد کرد .  باز هم تاکید می کنم حیات معنوی یا روحانی را با زندگی مذهبی یا اصول اخلاق اشتباه نگیرید . روحانی بودن در اینجا با مذهبی بودن یکی نیست

 دانش فیزیکی همچون چراغی است که فقط مقابل پای ما را روشن می کند و دانش روانی کمی از محیط اطراف را هم روشن می کند اما دانش معنوی خورشیدی است که همه هستی ما را نور افشان کرده و کم کم ما را از تاریکی زندگی جسمانی می رهاند .

 بشر به خیال اینکه دانش زمینیش چراغ راه اوست به آن دل خوش کرده . این به مانند رانندگی در شب است که چراغ های ماشین ما فقط مقابل ما را روشن می کنن و شاید بتوان گفت دانش روانی مانند رانندگی در خیابانی است که چراغ های زیادی آن را روشن کرده و به کمک چراغ های  ماشین آمده اند . اما دانش معنوی رانندگی در نور خورشید است .

   این به معنی انکار دانش نیست بلکه فقط یک مقایسه است .

    در پست های بعدی این بحث را ادامه می دهم .

    فرهاد

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:50  توسط فرهاد داودی  | 

نامه ای به خدا

 

یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نا مه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته
شده بود

 
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد.دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدیدند.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن.

 کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.در پایان 96 دلار چمع شد و برای پیرزن فرستادند.همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.

 عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدکه روی آن نوشته شده بود:نامه ای به خداهمه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند . مضمون نامه چنین بود :


خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم.با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و
روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند .

 

منبع : یک دوست  

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:19  توسط فرهاد داودی  | 

حل مسئله به دو روش امريكايي و روسي

 

هنگامي ‌كه ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز كرد، با مشكل كوچكي روبرو شد. آنها دريافتند كه خودكارهاي موجود در فضاي بدون ‌جاذبه كار نمي‌كنند.

  (جوهر خودكار به سمت پايين جريان نمي‌يابد و روي سطح كاغذ نمي‌ريزد.)

براي حل اين مشكل آنها شركت مشاورين اندرسون را انتخاب‌كردند. تحقيقات بيش‌از يك دهه طول‌كشيد، 12ميليون دلار صرف شد و درنهايت آنها خودكاري طراحي‌كردند كه در محيط بدون جاذبه مي‌نوشت، زير آب كار مي‌كرد، روي هر سطحي حتي كريستال مي‌نوشت و از دماي زيرصفر تا 300 درجه‌ سانتيگراد كار مي‌كرد.

  روسي‌ها راه‌حل ساده‌تري داشتند:    

آنها از مداد استفاده كردند!

     اين داستان مصداقي براي مقايسه دو روش در حل مسئله است؛    تمركز روي مشكل يا تمركز روي راه‌حل. مشكل نوشتن در فضا و راه‌حل نوشتن در فضا با خودكار.

    ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

   البته قطعا برای روسها ۱۲ سال طول نکشیده تا متوجه شوند با مداد می توان در فضا نوشت  و حتما امریکایی ها هم خیلی زود تر از آن ۱۲ سال متوجه شده اند که با مداد هم می توان در فضا نوشت و باز هم البته تلاش برای حل مشکل منجر به اختراعی بهتر و مفید تر شده اما اگر از یک دید گاه دیگر به این داستان نگاه کنیم نکته آن را که در آخر داستان هم گفته شده است در خواهیم یافت .... یعنی به جای تمرکز بر مشکل بر خواسته ی خود تمر کز کنیم

  در کل تمر کز ما بر هر چه باشد به همان سمت و سو کشیده می شویم تمر کز بیش از حد نیاز بر مشکلات  ما را بیشتر و بیشتر در گیر آنها خواهد کرد و عدم توجه و صرف احساس نسبت به مشکلات و ناملایمات کم کم آنها را مثل گیاهانی که نور و آب دریافت نمی کنند خشک خواهد کرد .

 البته برای حل یک مسئله باید صورت مسئله را هم در نظر گرفت اما این بدان معنی نیست که ما احساسات خود را نیز درگیر صورت مسئله کنیم و غم و غصه مشکلات خود و جهان را بخوریم . ما صرفا مشکل را بر رسی می کنیم و سپس از کنار آن گذشته و به سراغ راه حل می رویم و تمر کز خود را روی هدف و خواسته خود می گذاریم .

 فرهاد

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:35  توسط فرهاد داودی  |