تبليغاتX
راز شاد زیستن
راهکار هایی برای رشد آگاهی و شادتر زیستن و ( روانشناسی موفقیت )
 

در عرفان از نیستی و فنا زیاد صحبت شده است : بلندی از آن یافت کو پست شد ..... در نیستی کوفت تا هست شد

 اما چطور میشود از نیستی به هستی رسید ؟

آنچه نیست میشود نفس انسان است و وقتی نفس نیست شد روح میتواند خود را متجلی کند و هستی واقعی خویش را آشکار سازد.

 حجاب چهره جان می شود غبار تنم ..... خوشا دمی که از آن چهره پرده بر فکنم

 نفس و منیت عامل تمام رنج هاست . درواقع اگر نفس و منی در کار نباشد دیگر رنجی هم باقی نخواهد ماند . چون هر آنچه که هست روح است . و روح چیز نیست . از جنس ماده و انرژی نیست که چیز باشد پس با معیار های انسانی ما او هیچ است و هیچ کس نمی تواند هیچ را بیازارد وهیچ تیری به هیچ اصابت نمی کند .

 مثل خلاء مثل آینه مثل آب .

 خلا ء هیچ نیست اما همه چیز را در خود دارد و قدرت خلق همه چیز را داراست . خلاء قوی ترین نیروی جاذبه را دارد .

 آینه هیچ تصویری از خود ندارد . هیچ منیتی در آینه نیست . هر که در او می نگرد خود را می بیند و هر چه نثار آینه کند به خودش باز می گردد .

 

آب بی شکل است ودر هر شرایطی به شکل متناسب با آن شرایط در می آید . آب همواره جاریست و توقف او مرگ اوست . و از همه جالب تراینکه  موانع باعث رشد و افزایش قدرت آب می شوند .

 اگر سد یا مانعی جلو آب را بگیرد آب صبر می کند و زیاد و زیاد تر می شود آنقدر که یا مانع را با خود می برد یا از روی آن سر ریز می کند .

 درست است که موانع موقتا آب را از حرکت باز می دارند اما همین موانع هستند که باعث افزایش و بالا آمدن آب می شوند و این قدرت آب را افزایش می دهد .

 زندگی هم بسیار شبیه به همین فرایند است . برای انسانهایی که مثل آب جاری هستند موانع فرصت هایی هستند برای رشد و بالا آمدن و قوی تر شدن (بیشتر از لحاظ روحی و درونی ) .

  آبی که بالا آمده اکنون به زمینها و زمینه های بالاتری دسترسی دارد واینچنین انسان با بزرگ شدن در مقابل مشکلات و موانع قدم به جهانی بالاتر و زندگی بهتر می گذارد .

  فرهاد

 درپست بعدی بحث تاثیر ذهن بر اشیاء و وقایع را ادامه می دهیم .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 1:45  توسط فرهاد داودی  | 

 

ذهن انسان بر زندگی او اثر می گذارد . دیدگاه ما نسبت به مسائل و تعریفی که از دنیا و روابط آن در ذهن داریم و طرز فکر و نگرش ما همه و همه بر زندگی ما اثر می گذارند .

 این تاثیرات را می توان به 5 گروه دسته بندی کرد :

 اول تاثیر ذهن بر شخصیت . که این بر کسی پوشیده نیست و علم روانشناسی سالهاست که پیرامون آن بر رسی می کند .

مثلا انسان با اعتماد به نفس ضعیف کسی است که تصویر مطلوب و خوبی از خویش در ذهن ندارد . و یا کسی که خود را دوست نداشته باشد به سختی می تواند دیگران را دوست بدارد و این بر شخصیت فرد اثر گذاشته و شخص رو به افسردگی می رود .

 دوم تاثیر ذهن بر رفتار و روابط یا در واقع تاثیر نوع نگرش ما بر دیگران است .

وقتی شما از رئیستان متنفر بودید خود به خود طرز بر خورد شما و حرف هایی که در باره او می زنید تحت تاثیر این نفرت قرار می گیرد و این در رابطه شما و رئیستان موثر خواهد بود . حتی او می تواند نا خودآگاه متوجه احساس شما نسبت به خودش شود و این در آینده شغلی موثر خواهد بود .

  سوم تاثیر ذهن بر بدن که البته روانشناسی هنوز به تمام ابعاد این یکی پی نبرده است .

 همه می دانیم که بعضی بیماری های جسمی ریشه در ذهن و روان ما دارند . مثلا شخصیت عصبی یا افسرده ما می تواند بر جسم ما نیز اثر منفی بگذارد و باعث بروز انواع بیماری شود . اکنون توصیه دکتر ها به اکثر بیمارها این است که حرص نخورید نگران نباشید و .....

  اما برعکس این قضیه هم صادق است . یک ذهنیت مثبت می تواند اثر مثبتی بر جسم داشته باشد .

 اگر افکار منفی می توانند جسم را بیمار کنند چرا افکار مثبت نتوانند جسم را درمان کنند .

  بار ها شنیده ایم و دیده ایم که شخصی فقط با نیروی ذهنی خویش بیماری لاعلاج خود را درمان کرد .

  در فیم مستند راز که کانال 4 تلویزیون پخش کرد مردی بود که قطع نخاع کامل شده بود و فقط قادر به تکان دادن پلک چشم بود حتی تنفس او با دستگاه صورت می گرفت اما او تصمیم گرفت تا قبل از کریسمس با پای خود از بیمارستان خارج شود و این کار را هم کرد . او با تلقین و ساختن تصاویر ذهنی ضایعه قطع نخاع خویش را درمان کرد .

بیماران سرطانی زیادی هم هستند که فقط با نیروی ذهن خویش این کار را کرده اند . خانم مسنی پس از شفا دادن رماتیسم خود مرکزی را دایر کرده و خانم های مسن با صندلی چرخ دار وارد این مرکز می شوند و پس از تمرینات ذهنی و شفای رماتیسم با پای خود خارج می شوند .

از این نمونه ها زیاد است و قدرت ذهن بی پایان .

 چند بار پیش آمده که با نگاه کردن به چهره یک نفر شخصیت او را قضاوت کرده اید ؟ مثلا او آدم خوبی به نظر می رسد . یا : قیافش مثل آدمهای بد جنس است

این چه چیزی را ثابت می کند ؟ تاثیر ذهن و طرز فکر شخص بر شخصیتش و تاثیر شخصیت او بر چهره و جسمش

  آنها که با خود می گویند: ما دیگه داریم پیر می شیم ... دیگه باید بیشتر مواظب خودمون باشیم الان سنی است که آدم زود مریض میشه ...من دیگه به آخر رسیدم . دیگه از ما گذشته و .... این اشخاص بیماری و پیری را به سمت خویش می کشانند

 اما اگر سر زنده باشید و خود را جوان و سالم بدانید و به جای اینکه منتظر پیری و بیماری باشید به سالم تر شدن و جوان تر شدن فکر کنید احتمالا رون پیر شدن خود را کند تر خواهید کرد و یا چیزی بیش از آن .

 چهارم تاثیر ذهن بر اشیاء و سایر جانداران است و پنجم تاثیر ذهن بر وقایع که این دو در پست های بعدی بر رسی خواهند شد .

 

فرهاد

 سایت راز شاد زیستن: www.happylife.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 11:16  توسط فرهاد داودی  | 

زن از تاکسی پیاده شد از پسرک دست فروشی بسته ای کلوچه خرید و وارد سالن انتظار شد. سالن شلوغ بود وهر کس مشغول کاری زن باخود فکر کرد:چه دنیای خاکستری کاش دنیا کمی زیباتر بود.

 

تنها نیم ساعت فرصت داشت صندلی خالی پیدا کرد ونشست نگاهی به پاسپورتش انداخت ویک کلوچه برداشت در این هنگام متوجه شد مردجوان کناری هم یک کلوچه برداشت زن زیر لب گفت واقعا"که....

 

زن کلوچه بعدی را برداشت دراین هنگام مرد که در حال مطالعه بودنیز کلوچه ی دیگری برداشت بی آنکه به زن توجهی داشته باشد.زن که کمی عصبی شده بود با خود گفت شانس آورده از دنده چپ بلند نشده ام .

 

بعد از چند ثانیه باخود فکر کرد الان کلوچه آخر را برمی دارم تاحالش گرفته شود او به چه حقی به کلوچه هایم دست زد اما در این افکار بود که مرد کلوچه آخر رابرداشت نصف کردو نیمی راخورد نیمی را برای او گذاشت واز جایش بلند شد. زن که حسابی کلافه شده بود با سرعت خود را ازآن محل دور کرد

 

کمی گذشت ....زن در هواپیما نشسته بود و به نظر خودش از دنیای خاکستری کمی فاصله داشت .تصمیم گرفت چندسطری کتاب بخواند ولی همین که درکیف دستی اش را گشود بسته کلوچه ای را که خریده بود دید خشکش زد....

 

او بود که از کلوچه های مرد برمی داشت و این مرد بود که باید ناراحت می شد اما در این دنیای خاکستری این مردبود که کلوچه هایش رابا او شریک شده بود.

آری دنیا از دریچه ذهن زن خاکستری بود...

 

 منبع : سایت یک دوست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 19:0  توسط فرهاد داودی  | 

روزی جوانی نزد حکیمی در یونان باستان رفت تا حکمت بیاموزد ...

   مرد حکیم به او گفت که برود و به مدت سه سال به هر که به او دشنام داد پول بدهد ... جوان تعجب کرد اما رفت و مشغول این کار شد ...

سه سال گذشت و پیش حکیم برگشت ..  مرد فرزانه نگاهی به او انداخت و گفت برو که اینک همه شهر از آن توست ....

 جوان به شهر آتن رفت ... در ابتدای دروازه پیر مردی بود که به تمام تازه واردین دشنام می داد ... جوان هم از دشنام های او بی نصیب نماند .... اما با شنیدن حرف های رکیک پیر مرد او شروع به خندیدن کرد ....

 دیگران شگفت زده شدند که چرا او به جای عصبانی شدن می خندد .....

 او گفت که سه سال تمام مجبور بوده  برای فحش هایی که به او می دادند پول بدهد اما اینک به رایگان فحش و دشنام می شنود و مجبور به پرداخت هیچ پولی نیست .

  ========================================

  اگر در زندگي در يك ترافيك سنگين گير كردي٬
نا اميد نشو.
توي دنيا مردمي هستند كه رانندگي براي آنها يك امتياز بزرگ است.

اگر يك روز بد در محل كارت داشته باشي:
به مردي فكر كن كه سالهاست بيكار است و شغلي ندارد

ممكنه قصه زود گذر بودن تعطيلات آخر هفته را بخوري:
به زني فكر كن كه با تنگدستي وحشتناكي روزي دوازده ساعت ٬ هفت روز هفته را كار ميكند تا فقط شكم فرزندانش را سير كند

وقتي ماشينت خراب ميشود و تو مجبوري براي يافتن كمك مايلها پياده بروي
به معلولي فكر كن كه دوست دارد يكبار فرصت راه رفتن داشته باشد

وقتي كه روابط تو رو به تيرگي و بدي ميگذارد و دچار ياس ميشوي:
به انساني فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشيده

ممكنه كه احساس بيهودگي كني و فكر كني كه اصلا براي چي زندگي ميكني و بپرسي هدف من چيه؟
شكر گذار باش. در اينجا كساني هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافي براي زندگي كردن نداشتند.

وقتي متوجه موهايت كه تازه خاكستري شده در آينه ميشوي:
به بيماري سرطاني فكر كن كه آرزو دارد كاش مويي داشت تا به آن رسيدگي كند.

ممكنه خودت را قرباني تندي ٬جهل٬پستي يا تزلزلهاي مردم ببيني:
به ياد داشته باش همه چيز ميتواند بدتر هم باشد. تو ميتوانستي يكي از آنها باشي

   

منبع : سایت یک دوست

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 12:3  توسط فرهاد داودی  | 

بعضی معتقدند که آدم خوب یا معنوی شخصیه که خالی از عواطف منفی مثل خشم  رنجش ناراحتی و کینه باشه اما خالی شدن آدم از اینها کار آسونی نیست و بد تر از اون اینه که ما نارارحتی هامون رو تو خودمون بریزیم و سر کوب کنیم . مثلا خوردن خشم می تونه درون ما رو بیمار کنه و حتی باعث آسیب جسمانی و ناراحتی قلبی بشه . البته بروز خشم و سایر عواطف منفی هم بسیار مضره و هم به ما و هم به دیگران آسیب میرسونه .

حال سوال اینه که چه کار باید کرد ؟

آدم مثبت یا متعادل  مثل همه ممکنه ناراحت  عصبانی  یا رنجیده بشه اما موضوع و نکته مهم در میزان و شدت ناراحت شدن و عصبانی شدن است

یعنی اونقدر عصبانی نشیم که به خودمون و دیگران آسیب برسونیم . اونقدر رنجیده نشیم که غصه و ناراحتی چندین روز رو زندگیمون سایه بندازه .

اگه چیزی ناراحتمون کرد سعی کنیم در اولین فرصت ممکن از اون حالت در بیایم و لبخند بزنیم و تا اونجا که بتونیم همه چیز رو  ساده تر بگیریم فراموش کنیم .

البته ممکنه اولش آسون نباشه . بخصوص برای کسایی که روحیه حساسی دارند و زود رنج هستن اما اگه بخوان و تلاش کنن حتما می تونن .

محیط و آدمای اطراف ما همیشه چیز هایی برای رنجاندن و عصبانی کردن ما دارن و این رو تقریبا نمیشه کاریش کرد اما ما می تونیم خودمون رو عوض کنیم و میزان حساسیت هامون رو کم کنیم .

این درست مثل خونه ایه که از محیط اطرافش و از هوا گرد و خاک می گیره .... گرد و خاک رو نمیشه کاریش کرد حتی از پنجره بسته هم وارد میشه . اما این ما هستیم که نباید بزاریم گرد و خاک همینجور بشینه و بشینه تا همه چیز رو تیره و مات بکنه

مسئله خود گردو خاک نیست بلکه میزان اون مهمه . اگه خونه کمی گردو خاک داشته باشه خیلی مهم نیست اما اگه پر بشه گرد و خاک اونوقت زنگی ما رنگ و زیبایی خودش رو از دست میده .

عواطف منفی هم درست همین طور هستند . اگه از حد بگذرن همه چیز رو به هم می ریزن .

پس باید عواطفمون رو چه مثبت چه منفی در حد متعادلی نگه داریم . نه خوشحالی خیلی زیاد و افراطی خوبه و نه ناراحتی بیش از حد .

این من رو یاد کسانی میندازه که در دوستی و دشمنی افراطی هستند . یعنی اگه باهات دوست شدن سرشون رو برات میدن و اگه باهات دشمن شدن سرت رو می برن .

شاد  باشید . 

فرهاد

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 23:51  توسط فرهاد داودی  | 

 

مشكلات مانند دست اندازهاي جاده اند كمي از سرعتتان كم مي كنند اما از جاده صاف بعد از آن لذت خواهيد برد ، زياد روي دست اندازها توقف نكنيد به حركتتان ادامه دهيد

 

ما در جهاني لبريز از عشق به سر مي بريم در قلب همه چيز نيكي نهفته است اين نيكي را به ميزاني كه به جهان ابراز كنيم دريافت خواهيم كرد

 

پل ها را خراب نكنيد ، از اينكه مجبور خواهيد شد چند بار ديگر از همان رودخانه عبور كنيد متعجب خواهيد شد 

 

هر از گاهی درزندگی خودت را به خطر بیانداز و شانست را امتحان کن اگر از صحبت کردن در مقابل حضار می ترسی به گونه ای آن را امتحان کن

 

همواره برای کسب معنویت به کاری که انجام می دهی عشق بورز اگر به هر کاری که انجام میدهی عشق بورزی پس تو بهترین کاری را که میتوانی انجام خواهی داد

 

به دنبال هدایای زندگی باش و از آنها لذت ببر اما مواظب باش که نگذاری آنها صاحب تو و ارامش خاطرت شوند

  

زماني كه شب بسيار تاريك بنظر ميرسد صبر كن صبح فرا ميرسد

 

ماتبديل به همان چيزي ميشويم که به ان ميانديشيم ...ما در نهايت شبيه ان چيزي مي شويم که مغزمان به طور مداوم روي ان تمرکز دارد

  

ما به دیگران خدمت میکنیم زیرا خداوند را دوست داریم اگر هر دلیل دیگری در پشت کار به اصطلاح خیرمان نهفته باشددیگر آن کار خیر نیست

 

اگر همواره مانند گذشته بينديشيد، هميشه همان چيزهايي را به‌دست مي‌آوريد كه تا بحال كسب كرده‌ايد

 

پذيرش تغيير و دگرگوني به معني پذيرش شادي بيشتر است؛ و مقاومت در برابر آن اندوه به بار مي ‌آورد

   

شما نمیتوانید با تنفر داشتن از دیگری خودتان را به خدا نزدیکتر کنید، چه معتقد باشید که این خشمی بجاست و یا نه. رابطه میان روح - که شما هستید - و خدا بر اساس عشق است. و جاییکه عشقی پاک وجود دارد، هیچ جایی برای هیچ نوع خشمی وجود ندارد

  

اگر کسی متوجه زندگی و درسهایش باشد و از آن قدر دانی کند و درک کند چیزهایی که در زندگی به صورت مشگلات ظاهر می شونددر حقیقت هدیه های خداوند برای قوی تر ساختن ما هستند این نگرش به او کمک میکند

 

هر وقت ميخواهي كاري بكني يا آن را با عشق انجام بده يا اصلا آن كار را نكن

  

مهم ترین عشقی که انسان ها میتوانند نثارخداوند کنند این است که ابتدا انسان های دیگر را دوست بدارند

      

يك راه مستقيم و ساده به سوي خدا اين است كه هر روز شخصي يا چيزي را براي دوست داشتن بيابيم

  

اگر به كسي عشق مي ورزيد بگذاريد احساس شما را بداند از همسر و فرزندتان حتي وقتي حس خوبي نداريد تشكر كنيد

 

كسي كه از اشتباهات ديگران خشم گين ميشود كسي است كه اشتباها ت خودش را فراموش كرده است

  

آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا، بی مشکل، بی کار سخت، یافت می شود، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت، آرامش در قلب ما حفظ شود. این تنها معنای حقیقی آرامش است.

 

صدای خدا اغلب توسط چیزهایی که در زندگی بیرونی مردم اتفاق می افتد با انهاصحبت می کند

 

در سخت ترين ودردناک ترين لحظات انسان در اغوش خداوند است

  

   منبع: اینترنت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 10:55  توسط فرهاد داودی  |